- ... .
... آرام دستهایش را بر روی لبهای او میگذارد.
- یه صدایی میاد، اینجا دیگه امنیت نداره.
... سرش را میچرخاند و به ... نگاه میکند.
او خیره به ... سکوت کرده است.
... از نگاه خیره او معذب میشود.
- چته!؟
نگاهش به دستش میافتد.
سریع دستش را میکشد.
- جاش خوب بود که!
... اخمی میکند.
- حواست به ز... .
صدایی توجه هردو را جلب میکند... .