دلم پر می زند برای ناز کشیدن و بوسه زنی بر یک بداهه نو؛ اما دلم هوای در آغوش کشیدن قلم را ندارد.
چشمانم به پشتوانه قلبم مرتب پر می شوند.
در این هیاهو مغز هم مستاصل برجای مانده است؛ طرف کدام را بگیرد؟
نه یارای خاموشی عطش قلب را دارد و نه احمال زور
17پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.