دلم گرفته بود ، عمق دل گرفتگی هام تا تنهایی میرسید
حقیقتش همه چیز از برم حوصله سر بر شده بود
کسی چه میدونست ، من میان کدوم سیه چاله گیر افتاده بودم و منتهی راهم به کجا ختم میشد
در حال فروپاشی یا عروج از خویشتنم
9پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.