کسی که هنوز سرزنده است
دختری ولو شده کنار دیوار، چند قطره خون دلمه بسته بروی صورت اش، قطرات خشکیده جاری شده اشک بر روی گونه هایش، غرق شده در نور مهتاب، چاقویی خونین در دست ، چشمانی خیره به جسد عزیزش، رگ زده شده دستان کوچکش. آیا او از کاری که کرده بود، پشیمان بود؟
7پسند0نظر0