سوگ
بهنظر میرسد عاقلتر شده باشم،
صبورتر، آرامتر...
اما در ژرفای خود
به سوگ چیزی نشستهام
که میپنداشتم نامیراست!
نمیدانم نور بود، یا امید...
نمیدانم عشق بود، یا چیز دیگری
که هنوز نامی برایش نیافتهام...
6پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.