سارا خورشیدزاد
آهی کشید و گفت: « ای کاش این لحظه همیشه طول میکشید.» به لبخندش نگاه کردم. دستم را روی شانهاش خواباندم و گفتم: «ولی همین فانی بودن لحظهها نیست که داشتنش اونا رو قشنگ میکنه؟» نتوانست چیزی بگوید؛ فقط ندایی از اعماق ریهها گفت «شاید»
10پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.