هوا سرد بود و جایی برای رفتن نداشتم ، میان زمین و آسمان گیر افتاده بودم او هم به دنبالم میآمد،
آری خودش بود غم. پا به پایم می آمد تا من احساس تنهایی نکنم.
به خداوند قسم که غم وفادارترین است
6پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.