زمزمه کرد : قبل اینکه قاتل شوم عاشق بودم
کمی جلو تر رفتم و به صورت غم دیده اش خیره شدم : او عاشق قاتل بود ؟ لبخند گرمی زد و دستانش را در هم فشرد : نه ، عشق مرا کشت و حالا سر های بریده گوشه اتاقم وجود منِ غم دیده را نمایان میکند ...
10پسند2نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.