همه جارا گشتهام !
لابه لای نوشته هایم، اشکهایم . . .
حتی گوشه به گوشه اتاقم را
اما قصد بیرون آمدن ندارد ؛
خودم را میگویم؛
کاش مادرم بیآید و با غرغر که چگونه رو به رویم بوده و ندیدم، منِ تکهتکه را به دستم دهد.
9پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.