باعجله به سمت خیابان دویید. گوله های سفید و بیگناه برف در آسمان طوری پراکنده بودند که گویا هر دانه برف، مشتاق رسیدن به زمین خیس و پر از گناه بود. با خندههای بیصدا به دنبال دانههای برف میدویید. سالها بود که آن چهرهی خندان را به خود هدیه نکرده بود.