او خود نمیداند چه چیز در درونش به جوش و خروش افتاده است؛ اما من میدانم.
مثل غم، سنگین است.
شاید هم مثل ترس، متزلزل.
میتواند مانند امید هم باشد.
بله «امید»، خواستهای که برتر از آرزو و پستتر از واقعیت است؛
یک برزخ.
16پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.