ک
کژال
زمانش برای زیستن کم بود و فرصت ها ناچیز باید پاهایش را به حرکت در می آورد و به دنبال رویاهایش میدوید
اما قدم هایش سنگین بود. نمیدانست چرا توان راه رفتن ندارد
به تابلویی رسید... فهمید او زاده ی ایران است. اینجا دویدن
برابر است با فرورفتن در باتلاق
3پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.