همون جای همیشگی ، زیر سایهی همون درخت منتظرش بودم .
همیشه وقتی قرار داشتیم تا همو ببینیم دیر میکرد.
اما نمیدونم چرا اینبار دیر نکرد ..
شاید بخاطر این بود که قرار نبود دیگه بیاد؛ بخاطر این بود که اون رفته بود.
اون منو زیر همون سایه تنها گذاشته بود :)
6پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.