دیوآ🎀
با لذت نفس عمیقی کشید: «بوی خون،دوستش دارم؛مخصوصا اگه روی بدن تو باشه»
از روی میز کناریاش چاقو را برداشت و به طرفم آمد و با خنده ادامه داد:«راستی چشمات خیلی قشنگه ولی حیف که قراره از حدقه درشون بیارم سزای خیانت کار اینه اِل!»
"مجموعهیشورشممنوع"
12پسند3نظر0