آلبوم عکس های قدیمی را ورق میزدم، پر بود از عکس های رنگی و سیاه سفید؛ همه بودند جز من.. جز خانواده من!
با خودم فکر کردم حتما دیگران حضور ما را ثبت کردن، شاید یاد و خاطره مان در خانه دیگری باشد. اما مهم نبود چقدر میگشتم.
ادامه کامنت..
9پسند2نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
پیدا کردن و به دنبال گشتن چیزی که از اول هم وجود نداشت کار احمقانه ای بود.
پس تصمیم گرفتم خودم دست به کار شوم.
از لحظاتی عکس گرفتم که خودم هرگز نتوانستم حضورم را ثبت کنم اما لبخند های واقعی خانواده ام را خوب ثبت کردم.
هیچ خود دار هم نبودم، همه را استوری کردم.
تمام آن لحظات شاد انتقام کوچک من از اطرافیانی بود که هرگز سعی نکردن به خانواده بی آزارم نگاهی بیاندازند.
تاوانش را هم خوب میدهم. سوزاندن دیگران گناه کوچیکی نیست.
گالری گاهی میتونه بدترین برنامه گوشی باشه، مخصوصا برای کسی که خودش در عکس ها نیست اما
نقدها
پیدا کردن و به دنبال گشتن چیزی که از اول هم وجود نداشت کار احمقانه ای بود. پس تصمیم گرفتم خودم دست به کار شوم. از لحظاتی عکس گرفتم که خودم هرگز نتوانستم حضورم را ثبت کنم اما لبخند های واقعی خانواده ام را خوب ثبت کردم. هیچ خود دار هم نبودم، همه را استوری کردم.
تمام آن لحظات شاد انتقام کوچک من از اطرافیانی بود که هرگز سعی نکردن به خانواده بی آزارم نگاهی بیاندازند. تاوانش را هم خوب میدهم. سوزاندن دیگران گناه کوچیکی نیست. گالری گاهی میتونه بدترین برنامه گوشی باشه، مخصوصا برای کسی که خودش در عکس ها نیست اما
آدم هایی که ازشون متنفر شده هست. شاد و خوشحال!