این شهر هرگز پیر نشد. این دیار دوباره متولد شد. این وطن دوباره آغاز کرد.اما مردم، یک به یک پیر شدند. خسته از این زندگیِ دگر متولد نشدن، دلِ غبارگرفتهشان را به دستِ فروش سپردند. بر خوشیهای پوشالی ساختند، و در میانِ هر دلِ گنجشکی، به بند آویختند.
8پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.