فکر کنم عشق رو تجربه کردم، صنوبر.
اصلا مثل داستانا نبود، اصلا هم قلبم تند نکوبید.
اما چرا الان که بهش فکر میکنم دارم اشک میریزم؟ چرا انقدر دوسش داشتم؟ من کنارش آروم ترین آدم بودم.
من ققنوس ام،من همیشه برای تولد دوباره باید بسوزم.
ادامه در کامنت..
7پسند1نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
اما این من خالق آتش نبودم، این بار او آتش بود ومن بی پناه ترین آدم زمین.
کاش به من اجازه داده می شد یک بار در آغوشش حل بشم و بعد من باری دیگر می سوختم و دیگر متولد نمی شدم.
نقدها
اما این من خالق آتش نبودم، این بار او آتش بود ومن بی پناه ترین آدم زمین. کاش به من اجازه داده می شد یک بار در آغوشش حل بشم و بعد من باری دیگر می سوختم و دیگر متولد نمی شدم.