و اما بعد رفتنت هیچی سرجایش نیست. گویی شیرازهی این کتاب از هم گسیخته و کلمات، سراسیمه به دنبال معنای امنیت میگردند. امنیت حالا، طعمی متفاوت پیدا کرده؛ چیزی شبیه به بغض در گلو شده و صبحی که نمیداند برای چه باید خورشید را به خانه بیاورد.
4پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.