یاسین سیلاوی05 مرداد 1404اون دستمال رو مادربزرگم بافته بود. همیشه میگفت: "هر گرهش یه خاطرهست." هیچوقت فکر نمیکردم کسی پیداش کنه… اما وقتی دیدم برگشته پیشم، فهمیدم نخ تقدیر واقعیه.32پسند0نقد1برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.