مسیح
شده...
هرلحظه با ترس اینکه حتی از دورم دیگه نتونی ببینیش زندگی کنی؟
شده از اینکه انقد دوستش داری، حالت از خودت بهم بخوره؟
شده هرشب توی پیجش خوابت ببره؟
شده بعد هر ناراحتی، اون بیاد جلو چشت که اگر بود شاید اینطوری باهات رفتار نمیکردن؟
وای به حالت...:)
4پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.