اَدِلین
رو به رویم نشسته بود وقتی خم شد و آرام لاله ی گوشم را بوسید، تعجب کردم، چون من نمی دانستم لاله ی گوش هم بوسیدنی است ، هیچ مردی تا به حال این کاررا نکرده بود و پدرم نیز فقط گوشم را می پیچاند.
–ملیورا در چیزهایی که یک ستاره نباید می گفت از ادلین
17پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.