موقع راهنمایی، تمام همسالام رمان می خوندن و منم برای عقب نموندن ازشون هر چیزی خوششون می اومد می خوندم. بعدا فهمیدم چقدر داستانی مریضی داشتن. چقدر سندرم استکهلم و خشونت رواج می دادن به اسم عشق. حالا یکی از دلایل دوری من از خود کلمه عشق همون رمان هاست.
نقدها
موافقمممم فضای مجازی رمان ها و خیلی چیزای دیگه دارن یه سبک تفکر غلط رو جا میندازن اصلا ادبیات و اشعار ایرانی رو میخونی توصیف اونها از عشق کجا و توصیف اینها کجا
دقیقا. بدتر، میان و تابو ترین چیز هارو به اسم عشق ارائه میدن. این رمان های بی سر و ته اونقدر به من حس بدی میداد که تا مدت ها از هر چیزی که عشق روش باشه متنفر بودم. حالا، اینکه چند سال گذشته ولی همچنان نمیتونم با چیزی که کلمه عشق روش باشه کنار بیام.