اشک هایم مانند باران به زمین سر میخورند در دل خیابانهای خلوت، خاطراتت لابهلای قطرات میرقصد، شب نفس میکشد و من هنوز در پی دستی گرم، در هجوم سکوت تو را جستوجو میکنم.
5پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.