در اتاقش در حال پیام دادن بود که اینترنت به طور کلی قطع شد، با کتابهایش تنها بود ، به نظر میاید اينترنت این بار برای همیشه وداع گفته بود.کتاب هایش، باید کتاب میخواند.
26پسند4نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
شعله های روشن دلش ارام ارام خاموش میشد و کتاب ها مثل چسب زخمی بود روی دستی که گچ گرفته اند قلبش مایوس تر از لحظه حال نمیشد و بازهم کتاب ها دریچه کوچک امید به فراسوی خیال های که نقش رنگش را با گل های میمون و عباسی طرح میشد زد کلافگی لای رگ هایش دود میکرد و باز هم فقط دستش به جلد کتابی میرسید و بس
نقدها
چی بگم والا ایشالا که زودتر وصل بشه کارهامون خیلی به مشکل خورده
اوضاع واقعا سخته الان . نت نیازه ، ولی من وقتی که نتم تموم میشد و نت نداشتم وقتایی بود که از زندگیم لذت میبردم و بهتر بود برام :))
الان دیگه واقعا هیچ حسی به نت ندارم
شعله های روشن دلش ارام ارام خاموش میشد و کتاب ها مثل چسب زخمی بود روی دستی که گچ گرفته اند قلبش مایوس تر از لحظه حال نمیشد و بازهم کتاب ها دریچه کوچک امید به فراسوی خیال های که نقش رنگش را با گل های میمون و عباسی طرح میشد زد کلافگی لای رگ هایش دود میکرد و باز هم فقط دستش به جلد کتابی میرسید و بس