دست هایم را بگیر من با تردید، میان تاریکی شب
دستم را به سویش دراز کردم
گرمایی لطیف به روحم نشست و انجا بود که در تاریکی
شدم
بخش ۲و۳داستانم «قرمز»پخش شده و شما میتوانید
از کتاب خانه و یا پروفایم بخونیدش و حتمانظرات خودتون رو زیر داستانم بنویسید
7پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.