شبهایی که برف میبارد، از جلوی در خانهتان رد میشوم و به برفهای خیابان خیره مینگرم. بلکه ردی از دستت که میان برفها جا مانده بیابم و دست های خالیام را پر کنم؛ عجیب دستانم سرد و یخ بستهاند...
8پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.