ه
هذیانهای یک شاعر مرده
«کاش لحظهای نرسد که با خودتان دو دوتا چهارتا کنید و در نهایت به این نتیجهی سهمگین برسید که لااقل اگر ذرهای از عشق پاکتان را نثار سگی علیل میکردید اکنون نه تنها، تنها نمانده بودید بلکه لااقل دمی برای وجود شما میجنبید...»
بخشی از داستانک گلسنگ
9پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.