ا
اسیر هستی
میکائیل سری به جهنم زد تا مریدی از مریدان ابلیس را ملاقات کند که بعد از کلی زجر و شکنجه هنوز محبت ابلیس را در دلش نگه داشته بود ، بلکه شاید بتواند به خصمی آتشین مرید را وادار به همکاری علیه ابلیس کند .
میکائیل : تو دیگر کارت تمام است اینجا آخر کار تو
5پسند1نظر0