باران میآید، مادر کنارم است و چایمان حسابی قند پهلوست. آرامش خوبی دارم. مهم نیست که تو اینجا نیستی، یا هنوز فرصت نشده که بیایی؛ با این حال، الان همه چیز سر جای خودش است. فکر میکنم یاد گرفتهام که زندگی همین لحظههاست؛ همین صدای باران و خنده مادر ؛)