لا بلای گیژین در جای میان جیر جیر زندگی فتوای میداد .
پیرزنی ناخون هایش را به حلق گیژین میریخت مبادا خر دجال پا در خانه او بگذارد بی خبر از دنیای ماسیده ای که هیچ جفت شیشی را به فقیری نداده بود تا گره ای جدید به سرنو شت ببندد
5پسند1نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.