سیگارش را از بین لبهایش کشیدم و زیر پا له کردم. آنقدر له کردم تا مطمئن شوم دستش به آن نمیرسد.
فقط با تمسخر به من خندید، چون هر دو خوب میدانستیم...
من او را رها نمیکنم و او سیگارش را!
18پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.