ککاربر ۲۱09 اردیبهشت 1404صداش کردم : نرو،بمون. بارون آروم گرفت و نگاهش در مه گم شد، قلبم میان هوای نیمهجان خانه، زمزمه کرد: بیتو هیچ شعری تمام نمیشود.5پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.