من برمیگردم، درست زمانی که دگر خاک مرا به شما نخواهد داد؛ اما زمانی که برگشتم به خانه میروم و در سکوت غروب، بوی نان و چای را دوباره نفس میکشم، به عکسهای قدیمی لبخند میزنم و با خاطرات، دیوارهای خانه را دوباره پرنور میکنم.
7پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.