من، وطنی متروک و زخمی دیرینه بودم بر جان خویش...
آمدی و لحظهای کوتاه شدی و من... در آن سکوت میان آمدن و رفتنت فهمیدم، گاهی یک حضور کوتاه میتواند طولانیترین بهار عمر یک قلب باشد.!
6پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.