به پریزاددختر همسایه سپردم کنار نوزاد پنج روزه ام بماند تا من حمام کنم بیرون امدم پریزاد نبود ودخترکم بادهانی کف آلود به گوشه اتاق خیره شده بود همان چشم قرمز پرمو بود که به من میخندید
6پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.