یک عمر برای عشق تو غم کشیدم؛
غمِ من دیده نشد، فقط تحمل شد.
بر طعنهٔ مردم خط کشیدم
نه خطِ انکار، خطِ سکوت.
هر سوت، دودی از سرم بلند کرد؛
آتشی که هیچوقت خاموش نشد.
رفتم، و رفتم، و رفتم؛
نه برای رسیدن، برای نماندن.
سیگار بهانه بود؛
چیزی باید میسوخت
تا من نسوزم.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.