در سینهام سکوتی خانه کرده که هرگز نمیشکند؛ نه با اشک، نه با فریاد، نه با گذشت سالها.
اما اگر روزی بشکند، نه آسمان تاب میآورد، نه زمین، و نه تمام دنیا میتواند ساکتش کند.
این سکوت، بغضی است لببسته که در عمق نگاهم زندانی شده؛ آرام به نظر میرسد، ولی از هر طوفانی سنگینتر است.
و من هر روز با او نفس میکشم؛ مثل سنگی در گلو، مثل دریایی خاموش، مثل چیزی که اگر یک بار رها شود، جهان را از جا میکند.
نقدها
این یه توصیف زیبا از حس و حال بعضی وقتای همه هست البته برای بعضی ها خاص تر و سنگین تر عالی بود!
خیلی ممنون از نظرت 🤎 خوشحالم خوشتون اومده ☕