گفتند: خودت را معرفی کن.
فکر کردم به همهچیز، به اینکه چه کسی بودن را چطور باید معنا کرد.
روزها در پی کار بودم،
شبها در خیال نوشتن.
یک روز همهچیز داشتم و روز بعد، هیچ.
کدام را باید میگفتم؟
از آنچه بودم، یا آنچه از سر گذرانده بودم؟
لبخندی زدم و آهسته نامم را گفتم.
نقدها