نگاهش را به دور دستها دوخت همیشه صدای زیبایی او وقتی که گیتار می زد و می خواند به او ارامش میداد حال خسته از کار هروز منتظر صدای دلنشین او بود اما دیگر سام کنارش نبود کاش میشد زمان اشنایش را بهم میزد تا عاشق او نشود
7پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.