اگر کسی را در حال خندیدن، پرحرفی، بیرون رفتن و لذت بردن از غذا دیدی، بگذار خوشحال باشد.
روزی بود که ساعتها در تاریکی اتاق، تنها مینشستم چون احساس میکردم دیگر توان ادامه دادن زندگی را ندارم.
من جنگهای خاموشی را پشت سر گذاشتهام که بسیاری هرگز ندیدند.
اکنون فقط میکوشم دوباره زندگی کنم، آرامش نسبی را پیدا کنم و حال دلم را خوب نگه دارم.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.