من از آدمها خسته بودم...
تو آمدی و سکوتِ دنیا را شکستى.
نه با حرف، نه با لبخند؛ که با حضورت.
اما هنوز نمیدانم... آمدنت نجات بود یا امتحان؟!
فقط میدانم بعد از تو،
دیگر هیچ تنهاییای شکلِ قبل را نداشت.
7پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.