امروز، آخرین روزی بود که به امید فرصت داده شد. همه چیز سر جاش بود، ساعت، پنجره، سکوت، فقط یه چیز دیگه شبیه دیروز نبود؛ امیدی که سالها منتظر بود، زمان اجازه ی رفتن را بدهد، حال بی خبر و اجازه رفته بود...
4پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.