اشک
میدانستی، اشکهایی که برای خالی کردن خودت هم رها میکنی، در اخر بهایی دارند.
آری. سردرد میگیری، غصهها میخوری، خودخوری میکنی، چشمانت آه میکشند، بعضی از اجزای صورتت سرخ میشوند، ذهنت میگوید کافیست. شاید آرام شوی؛ اما باز هم آهسته اشک میریزی...
میگوید اشکالی ندارد. گذشت. رها کن. ما هستیم. و بیشتر اشک میریزی.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.