وقتی بارون میاد بهت فکر میکنم،
وقتی برف میاد بهت فکر میکنم،
وقتی شکوفههای گیلاس سبز میشن بهت فکر میکنم،
و وقتی تابستون از راه میرسه؟ بازم دارم بهت فکر میکنم.
به تمام خاطراتی که میتونستیم باهم بسازیم فکر میکنم،
به اون حرفهایی که فقط تو میتونستی بفهمیشون.
و عجیبتر از همه اینه که
گاهی حتی وقتی بهت فکر نمیکنم،
باز هم ته ذهنم صدای خندت رو میشنوم.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.