و در آخر، یک روز این جهان روی خوشاش را به من نشان میدهد و همهچیز آنگونه که من میخواهم جلو میرود. آن روز، باد از سمت درختان بلوط میوزد و بوی خاک نمخورده، تمام زخمهای کهنهام را میشوید و من دیگر آن آدم ضعیف امروز نیستم. اما نمیدانم آن روز، من هنوز همان کسی هستم که این رویاها را داشت یا نه.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.