هالوین خونین
《چرا دوست داری جنگ بشود؟ شهر ها و روستا ها ویران میشوند. دریا پر از جسد جوانان ناکام می شود.....》
خانی با صدای اندوهگین گفت:《 هربرت عزیزم! دیگر آنجا جیزی نمانده که ویران نشده باشد. آنجا گورستان بزرگی است.
دلم میخواهد در میان دود و غبار آن جنگ ، مرده ها فرصت زنده شدن پیدا کنند....》
4پسند0نظر0