من ستاره هستم تکواندو کار
زیبا ترین چشم ها بیشترین اشک را ریختن و مهربون ترین قلب ها بیشترین درد را
و من اگر تصمیم بگیرم دیگر تو را نبینم، باور کن اگر روی مژه هایم هم بنشینی تو را نخواهم دید
یه فکتی هست که میگه: میزان ریزش موی دخترا ، ارتباط داره به میزان غمشون
هیچوقت هیچکس قرار نیست بفهمه چقدر به خاطر حرفاشون صدمه میدیدی ولی نمیخواستی نشون بدی و در اخرم بهت میگن بی احساس
تو داری از درون منفجر میشی ولی..... به همه میگی که فقط کمی خسته ای:)!
اگر اندوهت انقدر زیاد شد که حرف زدن برایت دشوار بود، به سمت من بیا تا کنار هم سکوت کنیم...!
و اگر اندوهت انقدر زیاد شد که حرف زدن برایت دشوار بود ، به سمت من بیا تا کنار هم سکوت کنیم...!
بعد یه شب رندوم وقتی همه چیز عوض شد تو دیگه جوابم رو نمیدی و ما دوباره باهم غریبه میشیم
《چرا دوست داری جنگ بشود؟ شهر ها و روستا ها ویران میشوند. دریا پر از جسد جوانان ناکام می شود.....》 خانی با صدای اندوهگین گفت:《 هربرت عزیزم! دیگر آنجا جیزی نمانده که ویران نشده باشد. آنجا گورستان بزرگی است. دلم میخواهد در میان دود و غبار آن جنگ ، مرده ها فرصت زنده شدن پیدا کنند....》
《میخوام بدونی هیچ وقت فراموشت نخواهم کرد، ای. نه در این زندگی نه در زندگی بعدی.》 《تو را از همه بیشتر دوست دارم ، ای .》 نفس آخر را میکشد. من را همان طور که به خود می لرزم تنها می گذارد. در حالی که فریاد میکشم تنهایم. در حالی که هق هق میکنم، تنهایم میگذارد. تنهایم میگذارد.