
عاشقانهجادوییرازآلود
1080114
پوزخند تو روزهای من رو طولانی میکرد. نگاه تحقیر امیزت عذاب من رو زیاد میکرد.تو اونجا بودی وقتی که با نقره دستم رو میشکافتن تا خونم رو ازمایش کنن،که ببینن من وارث قدرت عمارت هستم یانه. که میتونم به نیرو خودم دستور بدم یا یه تیکه اشغال حروم خورم. حالا دم از چی میزنی؟ اهمیت؟ نگرانی؟عشق؟ تو چی از رنج من کم کردی؟





نقدها
عالی بود! واقعاً لذت بردم! فضاسازی عمارت و تقابل سرد و گرم بین مستانه و شهرام خیلی خوب و سینمایی از آب دراومده.
مخصوصاً اون صحنه صاعقه و یخ زدن سیگار، کد خیلی هوشمندانهای برای معرفی قدرتهای ماورایی بود و کنجکاوی رو برای شناختن "ثنا" حسابی تحریک میکرد. فقط دو تا نکته کوچیک به نظرم رسید که اگر رعایت بشه، ارزش ادبی کارت چند برابر میشه:
رعایت نیمفاصله: کلماتی مثل «میکرد»، «دستهایش» اگر با نیمفاصله نوشته بشن، ظاهر متن خیلی حرفهایتر و خوانش روانتر میشه. تو بند اول هم جملات خیلی پشت سر هم چیده شده. برای ایجاد تنش بیشتر، اگر از جملات کوتاهتر استفاده کنی بهتره!
🤎مرسی عزیزم واقعا دلم از نظراتت شاد شد. بله درست میگی من کیبورد کامپیوترم مشکل داره و فاصله و نیم فاصله ها مشکل داره.
در کل شخصیتپردازی شهرام و اون پایانبندی با اسم بچه عالی بود. منتظر قسمتهای بعدی هستم! قلمت مانا ❤️
یه فنجون قهوه طلبت! ☕ واقعا لذت بردم حس میکنم داستان فوق العاده ای باید باشه شروعش عالی بود♥️
عالی بود!
دیالوگ ها خیلی طبیعی و سینمایی هستن
چه روزهایی پارت میذارید؟؟
هر پارتی که میزاری علاقم به این داستان بیشتر میشه🤌🌚 گربه دارههههه
الهی بگردم😄
گربه ها آدم میشننننن