
برشی از زندگیعاشقانهرواننگر
92042
گاهی کلمات به جای آنکه پلی باشند برای رسیدن، دیواری میشوند برای ماندن. این روایتِ مردی است که تمامِ واژههای جهان را بلد بود، اما درست در لحظهای که باید حرف میزد، غرق در توصیفِ «رنگِ غرق شدن» شد. حالا او سالهاست که میانِ سنگهای کدرِ دنیا، به دنبالِ بازپسگرفتنِ همان یک لحظه است.





نقدها
❗این داستان با دو پایانبندی متفاوت روایت شده است.❗
وایییییی یعنی خواب نمیبینممممم؟😍😍😍😍😍😍😍😍
چه قدر قشنگ بودددد:) اینکه دو تا پایان داشت، شبیه دو تا جهان موازی متفاوت، رخ سرنوشت رو خیلی خوب به تصویر کشید و برای پایان اول باید بگم واقعاا تلخ بود، چون حقیقت داشت؛ جهان ما رسمش اینه که همیشه یه پایان مثل اولی رو ترسیم کنه
ممنون که هستی و میخونی ماهی قرمز جان :) داشتنِ مخاطبِ نکتهسنجی مثل تو هست، که به این جهانهای موازی معنا میده. 🤎
♥️♥️✨️✨️✨️🫶🏻🫶🏻