
رواننگرهراسرازآلود
126023
در دلِ پاریسِ انقلابی، مردی محکوم به مرگ، واپسین شبش را با اعترافی هولناک، رازی دفنشده و رؤیایی تاریک سپری میکند؛ رؤیایی که او را به مرزِ انتقام برای پدر به جنون و حقیقتی که هرگز تصورش را نمیکرد میرساند. اکنون تنها یک سؤال باقی است: چرا کُشتِشان؟!





نقدها
جالب بود ولی خیلی غمگین بود من تلخی حس نکردم ❤️
.. غلط املایی زیاد داشتی، تصویر سازی هات خوب بود، ولی می تونستی کمی احساسات بیشتری توی جوهره ی قلمت بریزی. اما روایت، قشنگ بود. ارزش خوندن رو داشت، و .. آخرین صفحه،لبخند به لبم آورد. قلم ت می تونه پخته تر بشه.. پتانسیلش رو داره.